|
علی پهلوان:
فروردين ١٣٧٩ اولين اجراى رسمى گروه آريان در تالار حركت تهران ( ايوان شمس) بعد از اجراهاى كوچيك قشم و دانشگاه كيش بود. رديف اول سالن هنرمنداى معروفى نشسته بودن. جو سنگينى بود. اون زمان من صحبت نمى كردم و فقط پيام بين آهنگ ها حرف مى زد. كنسرت از نيمه گذشته بود كه پيام شروع كرد هنرمنداى توى سالنو معرفى كردن: امشب عليرضا عصار در خدمت ما هستن!! ... صداى من كه به پيام مى گفتم نه نه! ما در خدمتشون هستيم... توى صداى تشويق ها گم مى شد... شادمهر عقيلى در خدمت ما هستن.... نههههههه پيام يه دقه منو نگاه كن... روى نفر سوم و چهارم ديگه نا اميد شدم و با بچه ها شروع كرديم به خنديدن! ... همه ى اونايى رو كه گفت رديف اول نشسته بودن جز ايرج قادرى كه به دعوت رضا اومده بود و توى جايگاه بالا نشسته بود.... آقاى قادرى پيش از اين كنسرت با رضا آشنا شده بود و به او پيشنهاد بازيگرى داده بود. بعد از اينكه اعلام شد ايشون هم در خدمت ما هستن!! نور به روى جايگاه افتاد و آقاى قادرى در حالى كه احتمالاً به جمله معرفيش مى خنديد دست تكون داد... بعد از اجرا به پشت صحنه اومد و من براى اولين بار ايشونو از نزديك ديدم... چيزى حدود ١٠ سال گذشت... براى درمان مشكل ديسك گردنم به بيمارستان مهراد رفته بودم كه از دور ايشونو ديدم در حالى كه خانمى زير بغلشو گرفته بود و حال خوشى نداشت... از مطب دكتر كه برگشتم ديگه ايشونو نديدم... تا امروز كه......... يادش گرامى.
و
|